محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
545
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
د - آيا نيّت تنها كافى است ؟ ما بهطور متوالى سه حالت را مطرح كرديم : در حالت اوّل : عمل بدون نيّت انجام مىگيرد ، اين حالت بطلان اخلاقى است . در حالت دوم : عمل و نيّت هر دو در كار است ، ولى برخى كاستىها بر آنها عارض شده است ، در آن صورت يا نيّت بد است كه اين حالت غير اخلاقى است ، و يا اينكه عمل مطابق نيّت نيست ، اين حالت انحراف است كه احتمال پستى و يا بخشش مىرود . در حالت سوم : عمل و نيّت هر دو وجود دارد و همسو و مطابق كه حالت اخلاقى كامل با برترى نيّت مىباشد . امّا حالتى كه باقى مانده ، نقطهء مقابل حالت اوّل است و آن حالتى است كه نيّت اخلاقى تنها و بدون تبيين به وسيلهء عمل در نظر گرفته شود ، يعنى نيّت بتواند نقش فعل اخلاقى تكامل يافتهاى را ايفا كند ، در اين صورت از خود مىپرسيم ؛ يعنى چه كه نيّت خودكفا باشد ؟ نخست بايد دو معنايى را كه واژهء نيّت [ Intention ] دارد ، يادآور شويم . آنها معانى هستند كه علماى اخلاق به تفاوت بين آنها همّت گماردهاند . گاهى اين واژه ، احيانا به معناى عزم راسخ مىآيد ، كه جز در برابر گردنهء واقعى سخت و صعب العبورى متوقّف نمىشود ، ولى بيشتر وقتها مقصود از اين واژه در مرحلهء تدبّر و تردّد ، علاقه و يا گرايش مشروعى است . « 1 » . ما نيازى نداريم كه به ارزيابى معناى دوم بپردازيم ، زيرا انسانى كه وسيلهء عادات نرم خود گره خورده و كسى كه نمىخواهد مشكلاتى را كه سر راه هر نوع كوشش خوبى سبز مىشود ، درهم بشكند ؛ انسانى كه از هر وسيله متزلزلكنندهء آسايش ، مانعى مىسازد ، اين انسان بديهى
--> ( 1 ) - محاسبى در كتاب « الرّعاية لحقوق اللّه » ، تحقيق دكتر عبد الحليم محمود و طه عبد الباقى سرور ، مىگويد : نيّت دو نوع است : يكى اينكه قصد خلوص دارى و از عمل خود چيزى جز خدا را در نظر نمىگيرى و نيّت مىكنى كه برخيزى و نماز بخوانى و روزه بگيرى و خداى تعالى را نافرمانى نكنى ، و اگر معصيتى پيش آمد ، آن را از خوف خدا ترك كنى ، اين اراده ، همان نيّت تو و همان نيّت خداى عزّ و جلّ است . و معناى ديگر نيّت آن است كه تو مىخواهى ، يا دوست دارى كه مخلص باشى ، ولى اخلاص را از دست دادهاى ، دوست دارى كه روزه بگيرى ، ولى نيّت تو روزهخوارى است ، ما يلى نماز بخوانى ، ولى تنبلى مىكنى و يا سرگرمى دنيوى تو را از نماز بازداشته است ، و دوست دارى كه از خوف خدا گناه نكنى ، ولى نفس امّاره اجازه توبه را نمىدهد ، اين نوع اراده ، دوستى و علاقهء تو نسبت به چيزى است . » - ( مترجم عربى ) .